هویت رقابتی – یتیم زمان حال

خانه توسعه تجارت - tp home - tphome - این بازگشت آسان نیست - هویت رقابتی - یتیم زمان حال

هویت رقابتی – یتیم زمان حال

محمدرضا مودودی دبیر کمیسیون ملی برند(تجاری) ایران

ایران سرزمین کهنی است آکنده از ثروت و برکات بی حد که با آنکه خداوند همه چیز را به آن بخشیده است، دیری است در تب ناسپاسی ساکنانش می سوزد؛ دیری است که کمتر کسی شکرگزار این خوان گسترانیده است و کمتر کسی بر دستان پیر این مادر بخشنده، بوسه می زند.

انگار که در انگاره های آنان این سرزمین هیچ گاه جز مهد خاربن های خشک و بوته های خار نبوده است! جز اقلیم درختان تک افتاده و پایبند زمین که دیگر به چیزی به غیر از «کوچ» نمی اندیشند، پر از دلهره فردای نامطمئن و دلواپس بادهای راهزن که مبادا هر لحظه به سفره های کوچک آبشان بوزند و یغمای شان کنند و آن قدر مبتلا به این سراسیمگی و هراس که برای هر «رفتنی» بی تاب و لحظه شمارند. ساکنانی که انگار ریشه های شان در این خاک، دیگر آن قدر که باید عمیق و ژرف نیست که مانع از کوچ و گریزشان شود و ترجیح شان این است که به جای تحمل رنج کشت، میهمان ناخوانده سفره دیگران شوند و از آن تناول کنند، دیگرانی که قرن ها است برای آبادی دیارشان رنج برده اند و خون دل خورده اند و دور از انصاف نیست که امروز هر غریبه ای را نامحرم و مزاحم ببینند؛

اما روی این سخن با مهاجرانی نیست که بداخلاقی ها، بی اعتمادشان کرده و بی اعتمادی ها، نگران و دلواپسی ها، گریزشان کرده است! بلکه مخاطب این واژگان، آنانی هستند که هنوز در پی پاسخ این سؤال هستند که ما در کجای تاریخ این سرزمین ایستاده ایم و امروز رسالت مان در پیشگاه آن چیست؟! باید کدام فضیلت از یادرفته را دوباره بازآفرینی کرد؟! کدام روح زنده را دوباره باید فراخواند و برای بازخلق فردا، درون جسم زمانه دمید؟! چقدراز آنچه باعث غرور و غیرت مان می شود، هنوز از گذشته به یاد داریم؟! آرزوها، باورها و اندیشه هایمان چقدر از جنس امروز و تا چه اندازه برای تغییر، جذاب و شورانگیز هستند؟! چقدر با آفرین زندگی می کنیم؟! و چگونه زندگی ای را تا کنون آفریده ایم؟! و اصلا آیای این زیستن برای آفریدن بوده و ارزش آن برای یه یادسپردن آیندگان چندان که باید و شاید هست؟ ما چقدر شهد جاودانگی درون جام امروزمان ریخته ایم؟ و این همه تاریخ مجروح، این همه رنج جانکاه و این همه تلخکامی و شوربختی را برای تولد کدام لحظه ناب و کدام آتیه پاک، تاب آورده ایم؟!

اگرچه تاریخ این سرزمین، همواره«یتیم زمان حال» بوده است و سقف گذشته بارها و بارها بر سر مردمانش آوار شده است و اگرچه هر بار نیز دست های خدمتگزار و مقدسی پیدا شده اند که دوباره این سقف ویران شده را ترمیم و تعمیر کنند. اسطوره هایی که می آمدند تا شهادتی باشند بر اینکه هنوز هم زهدان این دیار، آبستند قهرمانانی است که در اوج ناامیدی، زاده می شوند و این مادر، هنوز هم برای زادن اسطوره ها، بارور است؛ اسطوره هایی که زاده می شدند تا پلی باشند میان آرمان و خاطره، کاشف استعدادهای نهفته و منزوی خالق روزهایی که آرزومند آن هستیم. می آمدند تا بگویند هنوز این خاک به ظاهر عقیم، حاصلخیز است و اگرچه تازیانه باد و خورشید هنوز بر قامت بلند درختانش فرود آید و میوه های آنها را می سوزاند، هنوز این درختان راست قامتان سبز این خاک اند و آموزگار این حقیقت که: هر کس ارزش درختی را فقط از روی میوه هایش می سنجد، به او خرده نگیرید؛ چرا که او ریشه ها را نمی بیند و معنای رشد در زیر شلاق تندبادها و توفان ها را نمی فهمد و فقط بنا به عادت، با بزاق دهان قضاوت می کند و نه با بصیرتش

قهرمانانی که می آمدند تا به ما بیاموزند حتی اگر میوه های درختان این دیار به قدر جنگل انبوه سرزمین های دور شیرین نیستند، اما بی تردید ثمره عشق و باور عمیقی هستند که در زیر طعنه های خورشید و تهمت های باد و تهیدستی کویر، ذره ذره رشد کرده و بزرگ شده اند؛ مانند کودکی که شاید زیباترین نباشد؛ اما برای مادرش بی جایگزین است و آنان که به راحتی این خاک را با منافع امروز خود و خواهش های نفسانی شان معاوضه می کنند، نه والدین شایسته ای برای این عنوان اند، نه امانتداران قابلی برای آنچه به آیندگان تعلق دارد و نه اصلا از اهالی این خاک که در حافظه آن بمانند. زندگی شان با مرگ شان تمام می شود؛ چنان که گویی هرگز نبوده اند!

اسطوره ها می آمدند تا شهادت دهند که طلوع خورشید همیشه در اوج لحظه های ناامیدی شب تاریک است و قهرمانان زاده می شوند، اگر فقط روح زانده را بارور کنیم و توفیقات بزرگ حاصل می شوند، اگر فقط بمانیم و بکوشیم و جا نزنیم! چرا که بلوغ، نتیجه تحمل و بردباری آگاهانه است؛ مانند پروانه ای که تا رنج خروج از پیله ای را صبورانه و ازروی بصیرت تحمل نکند، بال های نیرومندی برای پرواز نخواهد داشت و آن درخت که ریشه هایش تاریخ دردناکی از تاریکی ها و ظلمات را تجربه نکرده باشد، هرگز و هرگز بر زمین استوار نخواهد ایستاد.

هر افتخاری در تاریخ، حاصل بهایی گزاف است که با رنج آگاهانه و بصیرت دردآلود پرداخت شده است.

اتاق برندمصاحبه

برندبرندینگخانه توسعه تجارتدبیرکمیسیون برند ایرانمحمدرضا مودودیمودودیهویت رقابت یتیم زمان حال

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

×

سلام!

همین حالا با کارشناس ما صحبت کنید.

× چطور میتونم کمکتون کنم؟