تصمیم گیری های تاکسی محور


بعضی اوقات برای شروع یک کسب و کار جدید ما تصمیم گیری های تاکسی محور داریم.

چند روز پیش از طرف یک دوست دعوت شدم که به دفتر کار یکی از آشنایان او که مرا نمی شناخت  برویم ، می خواستند یک کسب و کار جدید شروع کنند و تصمیم گیری برای او سخت شده بود و نظر مرا در این مورد جویا شود.

خلاصه بعد از معرفی و تعارفات معمول شروع به صحبت کردند. قرار بود “با هم بزنند تو کار تولید میوه خشک و به قول خودشان “بترکونن !”

در آنجا آن شخص چند عدد کاغذ روی میز گذاشت و شروع کرد از روی آنها حرف زدن مبلغ دستگاهها، هزینه سالن و کارمند و مواداولیه و …. خلاصه یک صفحه از هزینه ها و کارهایی که باید انجام شود و از مقدار تولید و فروش و سودی که قرار بود به آنها برسد گفت.

حرفها خیلی به نظر درست  و جذاب می آمد و مخصوصا که خیلی با آب و تاب و حرارت هم حرف می زد.

یک نگاهی به دوستم انداختم او مجذوب حرفها شده و مشغول پرسیدن از مقدار پولی که الان برای شروع  مورد نیاز است و از اینکه کی می توانند شروع کنند. خیلی آرام به او اشاره کردم که من می توانم وارد بحث بشوم؟ دوست من هم با زیرکی مرا وارد بحث کرد.

از طرف پرسیدم این اطلاعات از میزان فروش و قیمت را از کجا آورده؟ گفت همین دیروز از قنادی سر کوچه قیمت گرفتم !

از او پرسیدم می داند مثلا برای هر کیلو موز خشک باید چند کیلو موز تازه بخرد ؟ یا اینکه ماندگاری هر میوه چقدر است؟ چه شهر هایی چه میوه هایی دارد و باید از کجا خرید کرد ؟ مثلا چه شهرهایی چه میوه خشکی می خواهند، چه زمانی ، چقدر و در چه اندازه ای باید بسته بندی شود؟ تولید بالا و هر روزه شما را چه کسی می خرد و اگر بخرد به چه قیمت ؟ رقیب های شما جه کسانی هستند و چه کارهایی کرده اند و ………

بعد از چند سوال، طرف که خودش هم انگار برای اولین بار بود که داشت به این چیزها فکر می کرد با کمی شک و تردید گفت شما میوه خشک تولید می کنید! گفتم نه من فقط چند تا سوال برایم پیش آمد، دوست من که تازه ابعاد موضوع برایش شفاف شده بود .به دوستش گفت که من را برای مشاوره آورده است.

از آن به بعد برای آنها توضیح دادم که باید قبل از شروع هر کار با متخصصین آن رشته و کسب و کار مربوطه مشاوره کنند و  یک طرح کسب و کار داشته و در آن همه نکات مهم را دیده باشند مثل رقبا، اندازه بازار، امکانات، هزینه ها، مشتریان هدف، برنامه بازاریابی و …. و تا قبل از هر اقدامی آن کار را امکان سنجی کرده و بعد تصمیم بگیرند.

 موضوع اصلی در این تجربه این بود که ، خیلی وقت ها ما برای شروع یک کار جدید و  فعالیتهای اقتصادی، تصمیم گیری هایی بر مبنای امید و آرزو داریم، یعنی چند نفر که تخصص خاصی در آن زمینه نداریم، دور هم جمع  شده و تصمیماتی می گیریم که هیچ بنیاد تحقیقی ندارد و فقط طبق مشاهدات و گفتگو های روزمره و در تاکسی و مترو شکل گرفته است و در آخر امید داریم که درست هم از آب دربیاید!

در صورتی که تصمیم گیری برای فعالیتهای اقتصادی باید بر مبنای اطلاعات دقیق از آن کسب و کار و تحلیل درست مدیریتی شکل بگیرد و با همه این برنامه ریزی ها و پیش بینی ها تازه اول کار است و در اجرا قطعا با مشکلات فراوانی روبه رو می شویم که باید یکی یکی همه آنها را از سر راه برداشته تا به موفقیت برسیم .

اتاق مدیریت ساختارها و فرآیندهای سازمانی

تصمیم گیریکسب و کارمدیریت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

×

سلام!

همین حالا با کارشناس ما صحبت کنید.

× چطور میتونم کمکتون کنم؟