چگونه حکومتها کارآفرینان را نابود کرده و به مشتریان آسیب می‌رساند

مدیریت کار افرینی

موانع کسب وکار


کارآفرین بریتانیایی مایک واتس با بازکردن نخستین جاده‌ عوارض خصوصی در بیش از صدسال گذشته خبرساز شد. جاده امروزه بسته شده است، ولی تاریخچه‌ مختصر آن نمونه‌ای غم‌انگیز از این است که چگونه حکومت کارآفرینان را نابود کرده و به مشتریان آنان آسیب می‌رساند.

پس از تخریب یک بزرگراه محلی به دلیل رانش زمین، واتس و همسرش پس‌انداز زندگی خود را برای ساخت یک راه ارتباطی کوچک به کار انداختندکه به رانندگان اجازه می‌داد از راه‌های انحرافی پرهزینه پرهیز کنند.

واتس با گرفتن دو پوند از هر وسیله پول خود را دوباره به دست آورد. (او از سر حسن‌نیت به  وسایل نقلیه‌ی اضطراری اجازه‌ استفاده‌ رایگان را داد.) با این حال، موفقیت او به سرعت مورد توجه حکومت محلی قرار گرفت، و درصدد تضعیف سرمایه‌گذاری برآمد.

در یک ترفند افتخارآمیز قدیمی، مقامات ابتدا ایمنی جاده را زیر سوال بردند. ولی  مسافران آن را کاملاً قابل اعتماد دیدند، برای همین شورای ساست گذاری  به اقدامات بوروکراتیک بیشتر روی آورد و واتس را وادار به پرداخت ۳۵۰۰ پوند مالیات و ۲۵ هزار پوند جهت هزینه ‌نقشه‌برداری و ارزیابی‌های زیست‌محیطی کرد.

با این وجود، جاده به جذب تعداد بیشتری مشتری ادامه داد. واتس باوجود این موانع سیاسی موفق به باز نگهداشتن جاده‌ خود شد، ولی در نهایت نتوانست سود کسب کند.

با این وجود، ایده‌ی او ایده‌ی خوبی بود. این پروژه در آزمون بازار شکست نخورد اما در آزمون سیاسی شکست خورد. این نشان می‌دهد که در بازار حل یک مشکل به صورت کم‌هزینه وسریع شما را ثروتمند می‌سازد ولی ممکن است در سیاست، شما را تبدیل به یک هدف بزرگ ‌کند.

امروزه کارآفرینی به عنوان راهبردی اثربخش برای توسعه اقتصادی و اجتماعی کشورها شناخته شده است کارآفرینی (‏Entrepreneurship‏) به فرآیند خلق ارزش جدید (مادی یا معنوی) از طریق یک تلاش متعهدانه با در نظر گرفتن ریسک‌های ناشی از آن اطلاق می‌شود.

پیتر دراکر، پدر علم مدیریت نیز کارآفرین را کسی می‌داند که فعالیتی را با سرمایه اقتصادی خودش شروع می‌کند، ارزش‌ها را تغییر می‌دهد و در محیط اطراف خود تحول ایجاد می‌کند و به سمت بهتر شدن می‌برد.

افزایش فعالیت‌های کارآفرینانه همواره با افزایش تولید ناخالص ملی و در نتیجه افزایش درآمد ملی، رفاه و آسایش در جامعه همراه بوده است در کشور ما به عنوان کشوری در حال توسعه موانعی وجود دارد که مانع شکوفایی کارآفرینی می‌شود در حالی که کارآفرینی عملی‌ترین استراتژی برون رفت از بن‌بست‌ها و مشکلات اقتصادی است.

بوروکراسی اداری و امضاهای متعدد برای گرفتن مجوز فعالیت از ارگان‌های مختلف چاله‌ای در سر راه تولیدکننده و کارآفرینان است. قوانین مالیاتی، قوانین تامین اجتماعی، قوانین شهرداری‌ها، قوانین گمرک و غیره  از موانع جدی در این راه است

توسعه کارآفرینی در ایران نیاز به عزمی ملی دارد اصلاح و بازنگری در قوانین برای کارآفرینان و صاحبان کسب و کارهای کوچک و متوسط لازم وحیاتی است در پایان باید به این نکته توجه داشت که روح کارآفرینانه‌ قدرتمند، و اخلاق خدمت انسانی همراه با آن نباید توسط بوروکراسی خرد شود

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

×

سلام!

همین حالا با کارشناس ما صحبت کنید.

× چطور میتونم کمکتون کنم؟